رونق تولید ملی | پنج‌شنبه، ۱ اسفند ۱۳۹۸

یک روز خوب خانواده معتاد چه روزی است ؟ - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

یک روز خوب خانواده معتاد چه روزی است ؟


هرگونه رفتار غلط احتمال روی آوردن دوباره فرد به اعتیاد را بیشتر می کند. در مورد برخورد با افراد وابسته به مواد هم وضع به همین منوال است. یعنی افرادی که ماده خاصی وابسته هستند یک سری رفتارهای ناهنجار و آزار دهنده از آنها بروز می کند که در وجود ما با توجه به تجربه ها و آموخته های قبلی خودمان احساس هایی را ایجاد می کند و ما نسبت به آنها واکنش نشان می دهیم.ما با توجه به تاثیری که این پدیده یعنی اعتیاد روی جنبه های مختلف زندگی خانوادگی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی ما  می گذارد عادت نکرده ایم به این پدیده به عنوان بیماری نگاه کنیم و سعی می کنیم آن را به صورت یک مسئله حاد نگاه کنیم و برای آن به دنبال یک راه حل آنی بگردیم .حتی وقتی آنرا به عنوان بیماری قبول کردیم و بیمار وابسته به مواد را پیش پزشک آوردیم عجله داریم که دکتر نسخه ای بنویسد و داروئی تجویز کند که وابستگی به ماده از سر بیمار ما بیافتد و دیگر سراغ مواد نرود و حال آنکه بیماری وابستگی به مواد بیماری حادی نیست که یک دفعه ایجاد شده باشد که بخواهد یک دفعه بر طرف شود.این بیماری به تدریج در اثر مسائل مختلفی ایجاد می شود که هر یک از آنها باید به نوبه خود و در طول زمان بررسی و با کمک تیم درمانی و خانواده و جامعه حل شود.
در نظريات جديد پديده تغيير را به پنج مرحله تقسيم کرده اند:
1. مرحله اول مرحله پيش تامل گفته مي شود.
در اين مرحله فرد در مورد رفتار خود اصلا فکر نمي کند و مشکلي نمي بيند و آنقدر از مصرف مواد احساس خوبي به او دست ميدهد که ساير مسائل به نظر او بسيار پيش وپا افتاده است و سرخوشي او به حدي است که به چيز ديگر اهميت نمي دهد و وقتي معمولا در مورد ضرر و زيان رفتار مشکل ساز با او صحبت مي کنند حالت دفاعي به خود مي گيرد. در اين مرحله وظيفه ما به عنوان کسي که با او زندگي مي کند ( حالا همسر باشد يا پدر يا مادريا هر کس ديگر ) دادن آگاهي به او است تا کم کم تشخيص بدهد مشکلي وجود دارد و اين افزايش آگاهي بايد در غالب جملات خبري و با حالت احساسي و هيجاني کم و کنترل شده  باشد تا فرد وابسته به مواد را از خود نرانيم. اگر اين خبرها را با هيجان زياد و دعوا بيان کنيم باعث درگيري  و کناره گيري فرد معتاد از خودمان مي شويم.
2. مرحله بعدي تغيير مرحله  است.
در اين مرحله فرد درک مي کند و مي فهمد که مشکلي دارد و به طور جدي در مورد آن فکر مي کند ودر اين زمينه مي خواهد دريابد مشکل چيست و به چه علتي اين مشکل به وجود آمده است و راه حل هاي آن چيست. در اين وضعيت فرد ممکن است در مورد مشکل  خود اطلاعات زيادي داشته باشد ولي هيچ گاه درمان را شروع نمي کند. در اين مرحله اطرافيان فرد بايد مثل مرحله قبل عمل کنند يعني اطلاعات و آگاهي فرد را از عواقب رفتارش بيشتر کنند. با اين تفاوت که در اين مواقع گاهي تحريک کردن مثبت از لحاظ عاطفي هم مي تواند تا حدي موثر باشد و خيلي وقت ها يک صحبت کودکانه از طرف فرزند فرد وابسته به مواد مي تواند او را تکان دهد. مثلا بچه  بگويد : ” ديروز بچه ها من را به خاطر اينکه تو معتاد هستي در جمع خود راه ندادند و مسخره کردند.” يا همسر بگويد: ” همکلاسي پسرت همه دوستانش را براي تولدش دعوت کرد به غير از پسر تو.” يا پدر به پسرش بگويد: ” مادرت ديروز گفت در زندگي هيچ نگراني خاصي ندارد به غير از شکست هاي تو در زندگي. “
3. مرحله بعدي تغيير مرحله آمادگي است
در اين مرحله فرد آماده انجام يک عمل و تغيير است و تصميم خودش را براي تغيير گرفته است و طرحي را براي خودش مي ريزد مانند فردي که از دايو استخر بالا رفته و روي لبه آن ايستاده و آماده شيرجه است.در اين مرحله نقش ما  نقش مشوق است. بايد به او القا کنيم شجاعت اش را دارد و مي تواند عمل کند و ما هم در اين را با او همراه هستيم .
4. مرحله تغيير  آشکارا رفتار فرد معتاد
مرحله بعدي شايد آشکارترين مرحله براي تغيير فرد وابسته به مواد از ديدگاه يک ناظر خارجي باشد. در اين مرحله فرد آشکارا رفتار خود را تغيير مي دهد مثلا کشيدن سيگار را متوقف مي کند و وارد يک برنامه درماني مي شود. در اين مرحله ما عملا مي بينيم فرد تغييري کرده است و بزرگترين اشتباه ما به عنوان درمانگر و خانواده اين است که فکر کنيم مرحله عمل مساوي با تغيير است و فکرکنيم که ديگر کار تمام شده است و ديگر براي اين فرد ادامه درمان لزومي ندارد.
در حاليکه در اين مرحله تازه کار مهم شروع مي شود و آن نگهداري و پايدار کردن اين تغيير است .
5. مرحله نگهداري:
معمولا وقتي فرد رفتار مصرف مواد دارد خانواده تکليفشان مشخص است که اين فرد اين مقدار پول را در فلان ساعت و فلان جا براي مصرف مواد خرج مي کند، الان سربساط است و حالا موقع نئشگي او است و حالا خمار است و تقريبا به روال کار که البته صحيح نيست خو گرفته اند .
ولي وقتي فرد  وارد مرحله عمل شده است و مصرف مواد را کنار گذاشت آن وقت اين نگراني سراغ خانواده مي آيد که نکند اين فرد برگردد و دوباره مصرف کند و اين نگراني باعث حرکاتي مثل تعقيب فرد ، ممانعت از خروج او از منزل، گشتن جيب ها و اتاق او و بحث هاي طولاني براي عدم مصرف ، شک کردن هاي بي جا ، درگيري براي تست و آزمايش و تهمت و افترا به بيمار مي شود.
مثلا فردي که مصرف مواد را کنار مي گذارد دچار حالت بي حسي مي شود که افراد خانواده آن را به مصرف مجدد ماده تعبير مي کنند و با او برخورد مي کنند که همه اين رفتارها اشتباه است .
خانواده در اين مرحله در عين حفظ هوشياري و پذيرش احتمال لغزش بايد بيشتر خوشحالي خود را در مورد تغيير نشان بدهند تا  فرد متوجه بشود اين عمل او چه تاثير مثبتي بر روي ديگر افراد مي گذارد. افراد خانواده بايد جوري رفتار کنند که احياناً اگر فرد در مسير خود لغزشي داشت مستقيماً با خود خانواده و پزشک مطرح کند نه اينکه آنرا مخفي کند و نه اينکه آنرا مخفي کند تا افزايش پيدا کند.
نکته آخر فرد در اين مراحل ممکن است گاهي پسرفت کند و اين به معني شکست نيست بلکه بايد دراين مرحله بررسي شود که علت پسرفت و يا لغزش بيمار چه بوده است و از آن به عنوان تجربه اي استفاده کرد و در تلاش مجدد براي تغيير آن را مد نظر داشته باشيم.
پس يادمان باشد برگشت به عقب و لغزش فرد به معني شکست نيست و نبايد موجب سرخوردگي شود.



تازه ها