رونق تولید ملی | یک‌شنبه، ۴ اسفند ۱۳۹۸

مستند مکرمه قنبری - نمایش محتوای صدا

 

 

مستند مکرمه قنبری

مستند مکرمه قنبریسرگذشت زنی است  در سال ۱۳۰۷ در روستای دِریکَنده بابل به دنیا آمد. در کودکی مادر خود را از دست داد و با پدر و برادر و خواهرش زندگی می کرد .در ۱۴ سالگی بود به زور کتک و شلاق او را به عقد برادر ارباب که ادمی عقب افتاده بود درآورند مکرمه قنبری  مانند زنان روستایی به کشاورزی و گاوداری مشغول بود و چون بر اثر کهولت سن فرزندانشانتصمیم گرفتند گاو ها را بفروشند. مکرمه به یک گاوش خیلی علاقه مند بود و با فروختن آن گاو مخالفت کرد ولی مکرمه بر اثر بیماری بیمارستان بستری شد فرزندانش آن گاوی را مکرمه به آن علاقه مند بود فروختند. مکرمه در بازگشت از بیمارستان از نبودن گاو عصبانی شد و فرزندانش را مجبور کرد گاو را برگردانند. ولی دیگر دیر شده بود .مکرمه این بار متأثر از این اتفاق بر روی تخته سنگی شروع به نقاشی کرددر آن موقع مکرمه   هفتاد سال  سن داشت. نخستین کسى که ارزش نقاشی او را دریافت فرزندش علی بود که می توان اورا کاشف استعداد مکرمه و مشوق او دانست. علی بلبلی می گوید: «رفتم از بابل یک بسته گواش ایرانی و ۵۰ برگ کاغذ خریدم، مادر نگاه کرد و تمایلی به آنها نشان نداد. من بعد از ۲۰ روز برگشتم به روستا و دیدم تمام کاغذها نقاشی شده. چون حیفش می آمد کاغذ ها را دور بریزد، به عنوان زیر دیگی از آنها استفاده می کرد. کارهاش آنقدر خوب بود که من تحت تاثیر قرار گرفتم، اما حرف مرا قبول نداشت و می گفت تو الکی تعریف می کنی. مقداری کاغذ دیگر برایش گرفتم. بعد از مدتی که برگشتم باز هم دیدم همه آنها نقاشی شده و چون کاغذ کم داشت پشت آنها را هم نقاشی کرده بود.»در سفر بعدى علی بلبلی، که خودش در آن زمان دانشجوى نقاشى بود، کارهای مادرش را با خودش برد و به نقاش معاصر احمد نصرالهی نشان داد. نصرالهی شیفته کارهاى مکرمه شد و با معصومه سیحون، مدیر گالری سیحون، براى برگزارى یک نمایشگاه از این آثار تماس گرفت. نصرالهی یکی از تابلوهای خود را هم به مکرمه هدیه داد.

 



پربيننده ترين توليدات راديو

جدیدترین تولیدات رادیو