نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

فاطمه علیه السلام، بر بلندای شرافت

چگونه می توان در وصف نور بدون توسل به منبع نور سخن راند؟ و چگونه بشر خاکی و انسان آلوده به گناه و مخلوقِ «صلصال من حماء منسون» بدون یاری معصوم و مدد جستن از جلوه های مقام ولایت، قادر است گامی به سوی شناخت مظهر تقوی و فضیلت، حضرت صدیقه کبری باز کند؟

بدون تردید وجود مقدس حضرت زهرا علیهاالسلام و سیره اش برای تمام زنان مسلمان مایه ی مباهات و اسوه ی کامل می باشد. بانوی بزرگواری که حضرت خاتم الانبیاء صلی الله علیه وآله در ستایش او فرمود:

«ان ابنتی فاطمه سیده نساء اهل الجنه؛ دخترم فاطمه سرور بانوان بهشتی است.» طبق این گفتار ارزشمند نبوی، حضرت زهرا علیهاالسلام سرآمد تمام زنان سعادتمند عالم است که در اثر کوشش در راه حق، به مقامات عالیه ی معنوی نائل شده اند.

فاطمه علیهاالسلام آن معنای متعالی و حقیقت والایی است که هرگز در واژه ها و کلمات نمی گنجد و در قید عبارات درنمی آید.

فاطمه علیهاالسلام جلوه ای کامل از تمام کمالاتی است که یک زن در طول حیات خود ممکن است به آن نائل شود.

حضرت امام خمینی (ره) در این باره می فرماید: «تمام ابعادی که برای زن متصور است، در فاطمه ی زهرا علیهاالسلام جلوه کرده و بوده است».

 

نسبی بلند مرتبه

فاطمه ی زهرا علیهاالسلام هم در نسب و خانواده و هم به جهت رفتار و کردار شخصی و نیز اوصاف خودی، در بلندای قله ی عظمت و بزرگی قرار دارد.

او در عظمت و بزرگی نسب خانوادگی شهره ی جهان است؛ زیرا پدری چون رسول خدا اولین فرد جهان هستی در کمال و فضائل، و مادری چون خدیجه ی کبری، یکی از زن های کامل جهان هستی و دومین مسلمان و فداکارترین فرد در راه اسلام، و همسری چون حضرت علی علیه السلام که به منزله ی جان پیامبر و برترین انسان بعد از پیامبر می باشد. و فرزندانی چون حسنین و زینبین دارد. اگر محصول تربیت زهرا علیهاالسلام فقط زینب علیهاالسلام بود در افتخار و عظمت او کفایت می کرد.

فاطمه دختر رسول خدا، محدثه بود نه پیامبر، فاطمه را از این جهت محدثه نامیده اند که فرشتگان از آسمان بر او نازل می شدند و با او همانند مریم دختر عمران گفتگو داشتند

فاطمة علیهاالسلام لیله القدر ناشناخته است. امام صادق علیه السلام فرمودند:

«انا انزلناه فی لیلة القدر, اللیلة: فاطمه و القدر: الله، فمن عرف فاطمه حق معرفتها فقد ادرک لیلة القدر و کما سمت «فاطمة» لان الخلق فطموا عن معرفتها.(1)

(این که خداوند می فرماید:) ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم، (مراد از) شب فاطمه و مرا از قدر خداوند است. در نتیجه هر کسی فاطمه را آن چنان که باید بشناسد، به حقیقت شب قدر را درک نموده است و ... و این که فاطمه، فاطمه نامیده شده است برای این است که مخلوق از کُنه معرفت او عاجز است.»

 

فاطمه ی محدثه

علم انسان های معمولی اکتسابی است، ولی علم انبیاء و اولیاء لدّنی و الهی است. علم فاطمه زهرا علیهاالسلام هم لدّنی بود. سلمان گوید: عماد به من گفت: از امر تعجب آوری برای تو خبر دهم! گفتم بگو، عماد گفت: روزی همراه با علی بر فاطمه وارد شدیم. هنگامی که نگاه زهرا به علی افتاد، فرمود: نزدیک بیا تا حدیث گذشته، حال و آینده را تا روز قیامت، برایت بگویم، دیدم حضرت علی به حالت قهقری (و به عقب) برگشت و نزد پیامبر مشرف شد، حضرت فرمود: ای اباالحسن نزدیک بیا، علی نزدیک بیا. بعد از این که آرام گرفت، پیامبر فرمود: من خبر دهم یا خود خبر می دهی؟ عرض کرد: خبر دادن از شما زیباتر است. آنگاه حضرت جریانی که بر علی گذشته بود را شرح داد، علی عرض کرد: آیا نور فاطمه از نور ما می باشد؟ حضرت فرمود: مگر نمی دانی؟ آنگاه علی سجده ی شکر انجام داد.

 

 

دانشمندان شیعه و سنی اتفاق قائل هستند به وجود محدث در اسلام، و معتقدند که بعد از پیامبر یقیناً بشر محدث وجود داشته است. منتهی در مصداق اختلاف است. در تعریف محدث می گویند: محدث صدای فرشته را می شنود ولی چیزی را نمی بیند.(2)

امام صادق علیهاالسلام فرمود:

فاطمه دختر رسول خدا، محدثه بود نه پیامبر، فاطمه را از این جهت محدثه نامیده اند که فرشتگان از آسمان بر او نازل می شدند و با او همانند مریم دختر عمران گفتگو داشتند. (3) در زیارت نامه حضرت فاطمه هم می خوانیم: السلام علیک ایتهاالمحدثه العلمیه.(4)

 

شفیعه ی روز جزا

پیامبر اسلام خطاب به امام حسن و امام حسین علیهماالسلام فرمود: انتما الامامان و لأمّکما الشفاعة.

شما دو نفر (حسنین) امام هستید، و برای مادر شما شفاعت است.

همچنین پیامبر اسلام فرمود: وقتی روز قیامت شود، از باطن عرش ندا می رسد: ای اهل قیامت! چشم های خویش را پایین افکنید تا این که فاطمه دختر محمد با پیراهن خضاب شده به خون حسین عبور کند، در آن عرصه حضرت فاطمه پایه ی عرش را گرفته و عرضه می دارد: پروردگارا! تو جبار عادلی، بین من و کسانی که فرزندان مرا کشتند قضاوت فرما. رسول اکرم فرمودند: به حق خدای کعبه سوگند که پروردگارم به سنت من حکم خواهد فرمود. آنگاه زهرا عرضه می دارد: اللهم اشفعنی فیمن بکی علی مصیبته؛ پروردگارا، به من اجازه شفاعت کسانی را بفرما که در مصیبت حسینم گریه کرده اند» و خدای تعالی اذن شفاعت آنان را به ایشان عنایت می فرماید.(5)

اگر محصول تربیت زهرا علیهاالسلام فقط زینب علیهاالسلام بود در افتخار و عظمت او کفایت می کرد

صدیقه ی طاهره

از خصوصیات بارز فاطمه ی زهرا علیهاالسلام که در کلام پدر تجلی یافت، صداقت اوست. پیامبر، زهرا علیهاالسلام را به لقب صدیقه مفتخر ساخت. چنان چه در روایتی پیامبر، به علی علیه السلام فرمود: یاعلی! سه نعمت به تو ارزانی شده که به احدی حتی به من عطا نشده است: پدر همسری چون من به تو ارزانی شده در حالی که من پدر همسری که پیامبر خداست ندارم. فرزندانی  همچون حسن و حسین به تو داده شده که من مانند آن را ندارم، همسری گران قدر چون دخترم «صدیقه» به تو ارزانی شده که به من چنین موهبتی ارزانی نشده است.

کلمه ی صدیق از جهت لغت، صیغه مبالغه بر وزن فعیل و به معنی کثیرالصدیق می باشد، این لقب شریف و عظیمی است که خداوند در قرآن حضرت مریم را با آن مدح کرده و فرموده: مسیح، پسر مریم جز پیامبری نبود که پیش از او (نیز) پیامبرانی آمده بودند و مادرش زنی بسیار راستگو بود. هر دو غذا می خوردند بنگر چگونه ، آیات (خود) را برای آنان توضیح می دهیم؛ سپس ببین چگونه (از حقیقت) دور می افتند.(مائده/75) در رابطه با وجه تسمیه زهرا علیهاالسلام به صدیقه وجوه مختلفی ذکر کرده اند از جمله این که: صدیقه نام گرفت به دلیل این که وحدانیت خداوند و نبوت پدرش و امامت همسر و فرزندان را یکی بعد از دیگری تصدیق کرد. او در حال که طفل صغیری بود نبوت پدرش را تصدیق کرد و در همه احوال و افعال و اقوال به پدر خود اقتدا نمود و پیامبر که افضل صدیقین بود فرمود: «فاصله صدیقه الکبری» و بدین ترتیب او را بر مریم برتری داد. عایشه نیز بارها به این مطلب شهادت داده است. وی در چند مورد گفته است:

من هیچ کسی را راستگوتر از او ندیدم به جز پدرش را.

امام صادق علیه السلام نیز در ضمن روایتی به این ویژگی زهرا علیهاالسلام از زبان جدّش امیر مومنان اشاره کرده است.

از امام صادق علیه السلام سوال شد: چه کسی زهرا را غسل داد؟ فرمود: امیر مومنان. این مطلب اندکی بر راوی گران آمد. امام که متوجه شد فرمود: این واقعیت بر تو گران آمد؟ گفتم آری. فرمود: نباید چنین باشد. چرا که فاطمه، صدیقه بود و جز صدیق کسی شایستگی غسل او را ندارد. آیا نمی دانی که مریم را کسی جز پسرش عیسی غسل نداد؟

 

پی نوشت:

1) بحارالانوار، ج 43، ص 65.

2) همان، ج 26، ص 75.

3) همان، ج 14، ص 206.

4) همان، ج 97، ص 195.

5) اسدالغابة، ج 5، ص 523.