رونق تولید ملی | سه‌شنبه، ۲۹ بهمن ۱۳۹۸

شهید محسن اسحاقی - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

شهید محسن اسحاقی

محسن دوران ابتدایی و راهنمایی را در فریدونکنار تحصیل کرد و در همان ایام پدر را در کشت و زراعت همراهی می کرد انقلاب اسلامی ایران با جوانی او متقارن بود و او برای حضور در صحنه تحصیل را نیمه کاره رها و در سرکوب منافقان و مخالفان انقلاب فعالیت و شهامت بسیار نشان داد . اسحاقی نخستین بار در مرداد 59 شرکت در جنگ را تجربه کرد و پس از آن محسن با پیوستن به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در جبهه ها حضور مستمر داشته و با تشکیل یگان دریایی لشگر 25 کربلا در سال 1363 بعنوان فرمانده یگان آبی خاکی محور در آبهای هور، اروند و جزیره مجنون رشادت های فراوانی از خود بروز داد. او به هنگام عملیات فتح خرمشهر کربلای 4 و 5 و والفجر 8 بارها از ناحیه گوش، صورت، سینه و کمر زخمی شده و در اثر گاز شیمیایی و موج انفجار صدمات بسیاری را متحمل شد. در جریان حمله عراق به فاو در سال 67 محسن اسحاقی بدست مزدوران بعثی اسیر شد ولی زندان بسته را تحمل ننموده به فاصله چند روز با کشتن 2 نفر از نگهبانان به همراه 12 اسیر دیگر ایرانی مسیر بصره تا شلمچه را پشت سر می گذارند آنان که از اشغال شلمچه بی خبر بوده اند بار دیگر با محاصره عراقی ها مواجه شده و این بار نیروهای دشمن با ضربه تفنگ صورت، جمجمه و دندان های محسن را شکسته پس از قطع نمودن پای او با شلیک گلوله ای به قلبش او را به شهادت رسانده و در همان جا رها می کنند. 7 ماه بعد گردان انصار پیکر او را در مرز شلمچه یافته و همسرش وی را از میان شهدای گمنام شناسایی می کند .

 

Shahid Mohsen Es’haqi
The commander martyr Mohsen Es’haqi was born in 1960 in Babol city. He both studied at school and helped his family in farming. He left school to join the revolutionary activities at the advent of the triumph of the Islamic Revolution of Iran. He also fought against the rebellions in Mazandaran Province. Martyr Mohsen Es’haqi went to the war fronts in 1980 and officially joined the Islamic Revolution Guardian Corps (IRGC). He was appointed as the commander of the marine forces of Karbala 25 division and had made a lot of bravery in Hour, Arvand and Majoon marine war fronts. He was wounded during the Bit al-Moqaddas, Karbala 4 and 5, and Valfajr 8 operations and also poisoned during a chemical bombardment by the Iraqi forces. He was captured in Fav during the invasion by the Iraqi forces, but he could escape the prison after killing the prisoners. He and 12 other Iranian soldiers went to Shalamcheh, but it was captured by Iraqi forces and they did not know it. They were all captured again and he was tortured badly in face, head and teeth. The Iraqi forces then shot him in heart and left him there martyred. His body was discovered 7 months later in the border point of Shalamcheh and his wife could identify him among the anonymous martyrs.



تازه ها