رونق تولید ملی | چهارشنبه، ۱ آبان ۱۳۹۸

زهرا خدادادی - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

زهرا خدادادی

به عشق فراگیری علم و هنر و بروز استعدادهایی که در وجودش حس میکرد سالها جاده های شهرهای مازندران را به همراه خواهرانش برای آموزش زیر نظر استادان و معلمان فن طی کرد و امروز به عنوان نابینای موفق مازندران از او یاد میکنند.
زهرا خدادادی آن زمانی که در سن 14 سالگی نابینای مطلق شدنش را شنید نخستین فکری که به ذهنش رسید این بود که باید خط بطلان بر روی تمام خواسته ها و آرزوهایی که در پس استعدادهایش می توانست بدست بیاورد بکشد.
این تصور ذهنی هفت سالی او را گوشه نشین و منزوی از همه اطرافش کرد و گوشه خانه را مامن خود قرار داد ولی عشق به فراگیری علوم و فنون در دل و جانش تلاطمی ایجاد کرده بود که نمی توانست دست از آن بکشد.
این تصورش تنها چند سالی بیشتر عمر نداشت تا جاییکه با باور 'معلولیت محدودیت نیست' بر تمام بیراهه های تصورات ذهنیش خط قرمز کشیده شد.
زهرا که اکنون 42 سالگی اش را سپری می کند هر چند با آرامش از روزهای سخت گذشته، صحبت می کند ولی تکرار این جمله که 'بدلیل نابینایی ام برای بدست آوردن چیزهایی که افراد سالم براحتی آنها را بدست می آورند مجبور به تلاش بیشتری شدم'، تلنگری است برای درک اینکه چگونه یک فرد نابینا در کشاکش معلولیتش و ناملایمات جامعه برای بروز استعدادهایش می جنگد.
زهرا بدلیل بیماری مادرزادی شبکیه چشم از کودکی کم بینا بود بدلیل نبود آگاهی خانواده و امکانات درمانی در روستای محل سکونتش 'تیرکلا' قائمشهر، دوره تحصیل ابتدایی اش را با مشکل شدید بینایی سپری کرد و پس از آن برای علم اندوزی در زمینه معارف دینی و قرآنی وارد حوزه علمیه کوتنا شهرستان قائمشهر شد.
براثر شدت بیماری در سن 14 سالگی برای همیشه فروغ از چشمانش رخت بر بست و به ناچار مجبور به ترک تحصیل شد.
زهرا خدادادی در این باره گفت: هنگام تحصیلم در حوزه علمیه دیگر چشمانم یاری نکرد و به دلیل غلبه بیماری مادرزادیم، نابینای مطلق شدم. با وجود تمام علاقه ام به تحصیل، کسب مهارت و فن در اوج شور و اشتیاقم نابینا شدنم شوکه کننده بود.
خدادادی به گذران هفت سال از عمرش در پستوی خانه اشاره کرد و گفت: اوایل قبول نابینا شدنم خیلی سخت و باور نکردنی بود.  ولی با گذشت زمان و باور این مساله، دوباره حرکت را آغاز کردم و با توجه به نبود امکانات و آگاهی از خدمات ویژه نابینایان راه سختی را طی کردم.
به گفته این بانوی نابینای مازندران، زحمت رفت و آمدم به شهرهای ساری و قائمشهر برای فراگیری خط بریل را سالها خواهرانم متحمل شدند.
وی ادامه داد: با فراگیری این خط مخصوص نابینایان ادامه تحصیل را از مقطع راهنمایی آغاز کردم و با قبولی در کنکور سراسری در رشته فقه و حقوق دانشگاه آزاد اسلامی واحد بابل تحصیل کردم و درسال 1390 موفق به دریافت مدرک لیسانس از این دانشگاه شدم.
وی که اکنون حافظ 20 جز قرآن کریم است، گفت: در سال 1386 با تصمیم و انتخاب مدیر موسسه دار القرآن مازندران، شعبه ای از این موسسه را در قائمشهر راه اندازی کردم. از آن سال تاکنون به عنوان مدیر این موسسه در زمینه آموزش قرآن به افراد علاقمند فعالیت می کنم. همچنین به عنوان یکی از چهار مربی این موسسه در زمینه آموزش قرآن به افراد بینا مشغول به فعالیت هستم. وی ورزش را از جمله مقوله هایی که به آنها علاقمند است نام برد و گفت: در دهه هفتاد به دلیل نبود بستر و فضایی برای فعالیت ورزش بانوان نابینای قائمشهر به عنوان محل سکونتم مجبور به طی مسافت و حضور در شهر ساری بودم.  به همراه دو نفر از بانوان نابینای ورزشکار قائمشهر پس از پیگیری های زیاد به منظور فراهم کردن بستر فعالیت ورزشی این قشر، با همکاری بهزیستی و ورزش و جوانان و معرفی مربی، ورزش گلبال و دو و میدانی بانوان در قائمشهر را پایه ریزی کردیم. در مدت فعالیت ورزشی چندین بار به عنوان عضو تیم ملی دو و میدانی و گلبال در میادین ورزشی نیز حاضر شدم.  این بانوی نابینای موفق مازندرانی به تشکیل شرکت تعاونی یاس نو قائمشهر در سال 84  به عنوان فصل دیگری از بروز استعدادهایش و عرضه توانش اشاره کرد و گفت: تولید و بافت فرش توسط نابینایان در این شرکت رقم خورد. اکنون یاس نو تنها شرکت تعاونی کشور است که تولیداتش دست بافته های افراد نابینا است و به عنوان یکی از اعضای هیات موسس این شرکت تعاونی و یکی از شش بافنده فرش نابینای شرکت فعالیت میکنم. وی بازی در تئاتر را از دیگر مقوله های هنری که برای فراگیری آن زیر نظر استادان در شهرهای مختلف مازندران آموزش دید نام برد و گفت: تاکنون به عنوان بازیگر اصلی گروه تئاتر 'ندای پدرانه'، 'ننه گلین'، 'من میخواهم بنشینم' و 'دلقک های زشته زشت' ایفای نقش کردم و در شهرهای استان اجرای گروه به روی صحنه رفت.
این بانوی نابینای موفق مازندران با تاکید بر اینکه تجسم انجام کار غیر ممکن در ذهن خیلی ها خارج از تصور است، گفت: می توان با پشتکار و اعتماد بنفس کارهای غیر ممکن را با وجود محدودیتهایی که در وجود فرد نابینا است اجرایی کرد.
رقیه فاتحی که از سال 1380 به عنوان مربی تیم گلبال بانوان نابینای قائمشهر فعالیت خود را آغاز کرده به ایرنا گفت: زهرا خدادادی از جمله ورزشکارانی است که با تمام وجود برای فعالیت ورزشی تلاش کرد و موفق شد.
خدادادی به آنچنان جایگاهی در ورزش دست یافت که توانست چند بار به عنوان عضو تیم ملی در میادین ورزشی کشور حاضر شود.
فاتحی گفت: افراد موفقی همچون خدادادی الگو برای نابینایان دیگر شدند و زمینه ساز حضور آنان را در عرصه های مختلف فراهم کرده است.
فاتحی که مدیر عاملی شرکت تعاونی یاس نو را نیز برعهده دارد، گفت: راه اندازی یاس نو نشان از باور نابینایان به توانمندیشان است.
وی گفت: در زمان راه اندازی این شرکت تعاونی باور موفقیت آن برای خیلی ها سخت بود ولی افرادی همچون 'زهرا خدادادی' این باور را به یقین تبدیل کردند.
اکنون تابلو فرشهای بافته شده نابینایان این شرکت توسط نهادها و ارگانها خریداری و بعنوان هدیه در مراسم ها به افراد اهدا می شود .
بهرام نجفدری کارگردان نمایش های تئاتر نابینایان گفت: اوایل فکر اجرای نمایش با بازیگری نابینایان برایم خیلی سخت بود.
ولی در ادامه مسیر، تلاش و کوشش بازیگری همچون 'زهرا خدادادی' من را به این باور رساند که معلولیت پایان ابراز توانمندی و استعداد نیست.

 


Zahra God when he heard he was blind at the age of 14. The first thought that came to mind was that it should be valid on all the demands and wishes that he could get up after talents.
 



تازه ها