نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

انار ها ...

انار ها ...


دوباره بهانه به دستم می آید
محبتت را
بودنت را
پاس بگویم
طلوعت برادرانه روی برف ها سُر می خورد
و چتری می شود بر لحظه هایم
آن شب نبودی یلدا شد
تو که می آیی شب ها کوتاه و ترانه ها بلند می شود
بیا کنار کرسی بنشینیم
اناری دانه کنیم،سرخ و لبخندی بهانه کنیم و تولدت را جشن بگیریم
من حضورت را در آخرین کوچه پاییز فرباد زدم
و تو در انعکاس زمستان به قدم های سردم رسیدی
تا بگویی نگران نباش انارها فقط خوابند ، نمرده اند.
بار دیگر بهانه می کنم آمدنت را و سپاس می گویم بودنت را